ÚCßhCp¾

چهارشنبه، 27 شهریور ماه 1387 برابر با 2008 Wednesday 17 September

فراخوان بين المللی برای توقف اعدام نوجوانان در ایران

فعالان حقوق بشر در ايران

فراخوان بين المللي براي توقف اعدام نوجوانان که به ابتکار ديده بان حقوق بشر آغاز شد توسط سازمانهاي حقوق بشري از جمله عفو بين الملل، فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر و سازمان جهاني مبارزه با شکنجه حمايت شد. هدف از جمع آوري امضا براي توقف اعدام نوجوانان، ارسال آن به سازمان ملل متحد براي اعمال فشار در تغيير رفتاردر آن دسته از کشورهايي است که چه بصورت قانوني و چه به صورت غير قانوني همچنان حکم اعدام نوجوانان زير 18 سال را اجرا مي کنند.

بيانيه اين فراخوان تاکنون بيش از 320 امضا از سازمانها و افراد مدافع حقوق بشر و کودک در سراسر جهان و از 5 قاره دريافت کرده است. از آنجا که ايران در اعدام نوجوانان بزهکار زير 18 سال در سطح جهان پيشرو است، ضروري است که سازمانها و افراد مدافعان حقوق بشر و کودک در ايران نيز در فراخوان توقف اعدام نوجوانان پیشتاز باشند.


فراخوان بين المللي براي توقف اعدام نوجوانان

منع مجازات اعدام نوجوانان را هم در قوانين وهم در عمل به اجرا بگذاريد

همه دولتها در جهان معاهدات بين المللي را امضا کرده و يا به آنها پيوسته اند، که توسط همين قوانين بين المللي موظف شده اند که تضمين کنند جواناني که در هنگام ارتکاب به جرم زير 18 سال بودند هرگز حکم اعدام دريافت نمي کنند. اکثريت قاطع کشورها از اين الزام پيروي مي کنند و از سال 2005 ميلادي تاکنون فقط 5 کشور شناسايي شده اند که نوجوانان را اعدام مي کنند.*

در اين پنج کشور در سه سال و نيم گذشته حداقل 32 نفر که در بچگي مرتکب جرمي شده بودند، اعدام شده اند و بيش از 100 نوجوان ديگر در صف انتظار اعدام بسر مي برند. به احتمال خيلي زياد، تعداد اعدام هاي انجام شده و احکام صادر شده اعدام براي نوجوانان بايد خيلي بيش از اين باشد زيرا فقط معدودي از کشورهايي که احکام اعدام براي نوجوانان صادر مي کنند اطلاعات مربوط به اين احکام را منتشر مي کنند.

منع اعدام نوجوانان در معاهدات بين المللي و در قوانين عرفي بين الملل مسلم و بدون قيدو شرط است، اما برخي از دولتها به اعدام نوجوانان در حوزه جرايم خاصي همچنان ادامه داده، و يا به قضات اجازه ميد هند که با کودکاني که به بلوغ جنسي رسيده اند همچون افراد بزرگسال برخورد کنند. حتي در برخي از کشورهايي که اعدام نوجوانان بخاطر جرايمي که در سن قبل از 18 سالگي مرتکب شده اند به صراحت منع شده است، قضات در صدور حکم اعدام براي کودکان گاهي همان معيارهاي افراد بزرگسال را رعايت مي کنند چرا که بخاطر ضعف سيستم ثبت مواليد، براي کودکان دشوار است که ثابت کنند که در هنگام ارتکاب به جرم سنشان زير 18 سال بوده و يا اينکه کودکان در لحظه هاي بسيار مهم بازداشت، تحقيق و بازجويي و محاکمه به وکلاي لايق و صاحب صلاحيت دسترسي ندارند،

ما سازمانهاي غير دولتي محلي، ملي، منطقه اي و بين المللي در سراسر جهان از همه کشورهاي عضو سازمان ملل متحد مي خواهيم که همانطور که در قوانين عرفي بين الملل، پيمان حقوق کودک، ميثاق بين المللي حقوق سياسي و مدني و همچنين در گزارش اخير دبير کل سازمان ملل درباره خشونت عليه کودکان تاکيد شده است، حکم منع اعدام نوجوانان را بطور کامل به اجرا در بياورند.

ما همچنين از کشورهاي عضو و شرکت کننده در مجمع عمومي سال 2008 سازمان ملل متحد خواستار اين موارد هستيم:

1- از دولتهايي که هنوز منع کامل اعدام نوجوانان را به اجرا نگذاشتند مي خواهيم که:

الف ) فورا قانون منع اعدام نوجواني را که در هنگام ارتکاب زير 18 سال بودند، بدون هيچ استثنايي به تصويب برسانند.

ب) فورا اجراي همه احکام اعدام نوجواناني را که قبل از 18 سالگي مرتکب جرم شدند، تا زمان تصويب قانون منع اعدام نوجوانان، به تعويق بيندازد.

ج) همه احکام اعدام نوجواني را که در هنگام ارتکاب جرم زير 18 سال سن داشتند، مورد بازبيني قرار داده و مطابق با معيارهاي بين المللي عدالت براي نوجوانان، احکام آنها را به سرپرستي قانوني يا ديگر مجازاتها تغيير دهند.

2- از دولتهايي که اعدام نوجوانان را لغو کرده اند مي خواهيم که:

الف) تضمين کنند که کودکان در برابر قانون از مساعدتهاي مناسب حقوقي برخوردارند؛ از جمله اين مساعدتها اين است که به آنها کمک کنند تا بتوانند سن شان را در زمان ارتکاب جرم ثابت کنند، و همچنين ثبت سن نوجوانان توسط پليس، دادستان و مقامات قضايي الزام آور شود.

ب) ثبت مواليد را به طور عمومي ارتقاء دهند.

ج) تضمين کنند که مقامات قضايي منع اعدام نوجوانان را درک کرده اند و آن را اجرا مي کنند که اين امر مستلزم آموزش قضات و دادستانها در مورد کاربرد قانون منع اعدام نوجوانان و همچنين دستور بازبيني همه احکام اعدامي است که در آنها در مورد اينکه سن افراد در هنگام ارتکاب جرم زير 18 سال بوده ترديد وجود دارد.

3- از دبير کل سازمان ملل مي خواهيم که گزارشي در باره رعايت منع کامل اعدام نوجوانان به شصت و چهارمين نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد ارائه کرده و در اين موارد اطلاعات لازم را منتشر کنند:

الف) تعداد نوجواناني که اخيرا به اعدام محکوم شده اند و تعداد احکام اعدامي که در 5 سال اخير اجرا شده اند.

ب) نرخ ثبت مواليد

ج) چگونگي اجراي قوانين داخلي مربوط به منع اعدام نوجوانان توسط دولتها و تشريح سازو کارهاي موجود در تضمين دسترسي نوجوانان به مساعدتهاي حقوقي در همه مراحل بازجوبي، تحقيق و محاکمه

د) محدوديتها و موانع ديگر براي اجراي کامل منع اعدام نوجوانان

* در فاصله زماني بين 12 دي ماه 1383 تا 12 شهريورماه 1387 در اين کشورها 32 نوجوان اعدام شده اند: ايران (26 نفر)، عربستان سعودي (2 نفر)، سودان (2) نفر، پاکستان (يک نفر) و يمن (يک نفر).

گروه عقاب ایران

گروه عقاب ایران گروهی است متشکل از افسران و درجه داران ارتش شاهنشاهی ایران و سیاستمداران

! میهن پرست ایران که برای آزادی ملت ستمدیده ایران برخواسته اند  

   .برای آگاهی به پیامهای گروه عقاب ایران میتوانید از طریق رادیو صدای ایران و یا تلویزیون پارس آگاه شوید 

 .برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن و یا فکس زیر تماس بگیرید

 TEL: 949-939-5227

FAX: 949-644-2122 

!خداوند نگهدار ایران باد 

http://www.iran4irani.com/

:ملت ستمدیده و آزادیخواه ایران میگویند

!نه به حکومت جهل و جنون

!نه به جمهوری فاسد و جنایتکار اسلامی

دوشنبه، 4 شهریور ماه 1387 برابر با 2008 Monday 25 August

اعتصاب غذای سراسری زندانیان کرد، بیانیه شماره 1

شبکه حقوق بشر کرد:

امروز دوشنبه 4 شهریورماه، برابر با 25 آگوست، اعتصاب غذای سراسری فعالین سیاسی و مدنی دربند کرد آغاز می شود. در این اعتصاب غذا فعالین دربند کرد در تمام زندانهای کشور شرکت دارند. اسامی اعتصاب کنندگان در آینده نزدیک منتشر خواهد شد.

فعالین مدنی و سیاسی کرد با انتشار بیانیه ای اندیشه، مواضع و هدف خود را در این اعتصاب غذا تشریح نمودند. مشروح این بیانیه به صورت زیر است:


بیانیه شماره ی 1 (اندیشه،مواضع و اهدافمان)

سلطه و سرکوب صرفا ابزارهایی جهت تحکیم و تداوم حاکمیت نبوده و نیستند،هدف نهایی اینان بر ساختن موجودی فرو انسانی ست، که انقیاد را در هستی خود درونی ساخته؛ و سیطره ی سلطه گر را برای همیشه پذیرا گشته است .
هدف بنیادین سلطه محو انسان است ؛وسلطه گر درپی مردود ساختن تعیّن انسان حتی خودرا نیزبه ورطه ایی دون انسانی کشانیده است.سرکوب نیروی محرکه ی فراموش گشتن وانقیاد انسان وپذیرش آن همان انسان زدایی خودخواسته است. خودشیفتگی سلطه در جایگاه پاد اندیشه ای خود ابدی پندار ،وضعیت موجود را به عنوان آخرین وضعیت ممکن پیش رو قرار داده است .
پرسش از ماهیت نظام سلطه ،پرسشی ست که حتی طرح آن نیز درکشاکش انبوه سازی ابتذال وتقدس زدایی مقدس مآبانه از مفهومی چون "آزادی "بیش از هر زمانی دور از دسترس به نظر می آید؛ اما امکان ناپذیری پرسش به همان میزان که بازنمای هژمون سلطه است ، حتی بیشترمسخ مبارزه ای بنیادین برای گذارازآن است .مستحیل ساختن مبارزه بخش جدایی ناپذیری از تاریخ سلطه بوده است ؛ودراین چارچوب صنعت تولید "آزادی" ،"حقوق بشر"و...صرفا بازنمایی های بنده نوازانه تری از آنند. بازنمایی هایی که در جهت تعویق رهایی جایگزین روایت های کمتر مدرن گردیده اند .
تلقین امکان ناپذیری کنش برای رهایی در چارچوب سیستم هایی ایدئولوژیک حاکم ورقابت میان این سیستم ها برای پوشانیدن بیش از پیشِ بارِدیگر انسان شدن ،امروزهمان نقطه یی ست، که نه فقط به وسیله ی نظر توسط عمل واقدام برای تحقق رهایی نیز باید آن را به چالش طلبید.
ایجاد چالشی از این دست پیش درآمدیست ،برروی افق هرکنشی که برای آزادی محقق می شود؛ویگانه راهی ست ،برای گذارازوضعیت پیشا-مبارزاتی موجود که نظام سلطه بیش از پیش پایگاه ایدئولوژیک وکارخانه هنجارسازی های ویرانگرش را برآن بنا نهاده است.
گرانیگاه زدایش انسان، تکثیر سوژه های تحت انقیاد ؛هم چنین تسریع در کشتار ردّپاهای دیر یاب انسانیت از دست رفته است. سرکوب فرایند تکثیردرعین کشتاریست ،که از یک سو ترغیب به روزمرگی و از سوی دیگر تضمین بقای وضع موجود با بر پا ساختن زندان وچوبه ی دار است.
روزمرگی حتی کشتن را نیز دلپذیر ساخته؛وزندان را به امری عادی وبه دور از ابهام وپرسش مبدل ساخته است .زندان وچوبه ی دارِروزمره شده تبدیل به عرصه ای می شوند،که طی فرایند به ابتذال کشانیدن ومستحیل گشتن آزادیخواهی در چارچوب مناسبات سلطه ،امکان کنش برای رهایی را حتی غیرمتحمل تر نیز می گرداند.این همان نقطه ایست ،که ما در جهت ضدیت با آن وادار به موضع گیری می شویم.
موضع ما فراتربردن زندان وچوبه دار از دریافتهایی ست – که متاثرازدستگاه ایدئولوژیک حاکم - تأسی بدانها رابرای حفظ "امنیت ملی"،"استقلال وتمامیت ارضی "،"امنیت اجتماعی "و...ضروری می داند.موضع ما انکار بزرگِ بازیهای زبانی ای از این دست است ؛واثبات این که چنین بازیهای زبانی بخشی از همان تلاش پی گیر برای بی محتوا ساختن کنش رهایی بخش و نیز توجیه سرکوب به عنوان یک پدیده ی روزمره است.
اتخاذ چنین موضعی هم چنین ما را به مرزبندی با شبه مبارزاتی می کشاند،که حتی رادیکالترین اشکال کنش برای آزادی اش را نیز به شویی تلویزیونی با ستارگانی ثابت !! تقلیل داده است.
از دیگر سو در زندان ،جسم نه متعلق به زندانی ،بلکه به دستگاهی برای شکنجه او مبدل می گردد .جسم در چارچوب این مناسبا ت پاره ای گوشت است ،که محکوم به جای گرفتن دراقمار استعاری مفهوم ایدئولوژیک "زندان" گردیده؛ و در فرایند به تعیّن درآوردن ایدئولوژی از راه نمایش جسم تسخیر شده به زندانی و جامعه است ،که زندان استمرارحیات دارد.
زندان صرفا از راه بدن زدوده شده از" بدن " است ،که به نمایش وگستراندن نظم نمادینش به جامعه می پردازد.زندان جسم "زندانی شده" را حتی به درون مناسبات خصوصی جامعه نیز می گستراند،تا بتواند از راه آن نظم خویش را حاکم گرداند؛ جسم پیش تر باید از زندانی ربوده شده باشد ؛واین مستلزم تسلیم محض زندانی ست . هنگامی که زندانی تسلیم شد ،جسمش همان "معصومیتی " را عَلَم می کند،که جامعه برای خفظ وصیانت روزمرگی اش به آن احساس نیاز می کند.
جسم" زندانی شده " وجسد اعدام گردیده در پای چوبه ی داررساترین لحن وگفتارسرکوب اند،گفتاری که برای فراموش نشدن اش نیازمند آن است،که هر روز از راه جسم وجسد قربانیانش با جامعه سخن بگوید؛واین همان روزمره شدن امر زندان واعدام است ،که باید زندانی آن را از جسم خویش بزداید.زندانی مبارزه اش را از راه دوباره متعلق ساختن جسمش به خود می آغازد؛وآن گاه که بدن اش در نظم نمادین زندان به دالّی تهی مبدل شد.آن رابه گفتارآزادی پیوند داده است .امری که زندان را به معنای دقیق کلمه خالی از محتوای سرکوب گرانه اش می نماید .
پذیرش روزمره شدن نمایش وبه گفتاردرآمدن سلطه از راه جسم و جسد ما،پذیرش این امر است،که سرکوب دقیقا در جسم ما صورت بندی شود،موضع ما انکار ونفی این صورت بندی ست .
برگزیدن" اعتصاب غذا" اقدامی ست ،برای باز پس گیری جسممان وفرا بردن اش از"زندان".اعتصاب غذای مان صرفا تحمل نوعی گرسنگی نیست ،پیوند دادن بدن به خواست رهایی ست .شرمگین ساختن اجتماعی ست ،که یاد گرفته تا از راه جسم و اجساد زندانیان سیاسی گفتار سرکوب را در خود درونی تر سازد؛پس در ورطه ی روزمرگی هایش برای همیشه فراموش .
هم چنین موضع ما در بر دارنده ی معنای دیگری ست ،برای شرمگین ساختن سرکوب واین که نظم نمادین زندان به مثابه دستگاهی ایدئولوژیک ،نظمی ابدی نیست ؛وجسم رها گشته زندانی،بنیاد انسانیت زدوده اش را ازهم خواهد گسیخت.
به رساترین لحن ممکن مخاطبان اعتصاب غذای مان همچنین آنانی اند، که آخرین دستاوردهای "حقوق انسان" ابداعی اشان را نه موازی با رهایی بلکه با نشانی از فراموشی بنیادین انسان بر چهره پذیرفته؛ و در گوشه ای از جهان شان مرگ همیشگیش را در انتظارند.

فعالین سیاسی و مدنی دربند کرد
دوشنبه 4 شهریورماه، برابر با 25 آگوست

دوشنبه، 21 مرداد ماه 1387 برابر با 2008 Monday 11 August

با پیوستن به ائتلاف مانع تصویب لایحه ضد خانواده شوید

فراخوان «ائتلاف فعالان و گروهای مختلف جنبش زنان» علیه لایحه «حمایت از خانواده»
تغییر برای برابری

يكشنبه20 مرداد 1387


امروز سرنوشت خانواده های ایرانی، وارد مرحله حساس و تعیین کننده ای شده است. مجلس هشتم، تصمیم دارد تا لایحه ای را به نام «لایحه حمایت از خانواده» (که در میان فعالان جنبش زنان به «لایحه ضدخانواده« شهرت یافته) در مجلس شورای اسلامی به تصویب برساند. این لایحه که در شهریورماه سال گذشته (1386) از سوی دولت نهم به مجلس ارائه شد، در 18 تیرماه امسال (1387) به تصویب کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رسید و هر روز بیم آن می رود که در صحن علنی مجلس به تصویب قطعی برسد.

در لایحه «ضدخانواده» بر «بی حقوقی» زن ایرانی در قوانین موجود صحه گذاشته شده است و نه تنها به لغو کامل قانون تعدد زوجات و تاکید بر «تک همسری» صحه نگذاشته، بلکه ازدواج مجدد مردان را صرفا به شرط تمکن مالی (و تعهدی بدون ضمانت اجرایی) تشویق می کند.

در لایحه «ضدخانواده» نه تنها بر مسئله «بی حقوقی کامل زنان در امر طلاق» تاکید کرده بلکه با طولانی کردن روند طلاق آنان را با دشواری های بیشتری مواجه ساخته است.

در لایحه «ضدخانواده» نه تنها ازدواج موقت (صیغه) برای مردان متاهل را منع نکرده، بلکه حتا لزوم ثبت این ازدواج را نیز منتفی دانسته است.

در لایحه «ضدخانواده» نه تنها حق بدون قید و شرط زنان برای اشتغال را به رسمیت نشناخته، بلکه بر ای تنها «پشتوانه» (از سر ناگزیری شان) یعنی «مهریه» نیز پیش از دریافت آن، مالیات تعیین کرده است.

در لایحه «ضدخانواده»، نه تنها هیچ اثری از «حمایت از خانواده» دیده نمی شود، بلکه با تایید قوانین عقب مانده و غیرانسانی، کانون خانواده های امروز را به سمت «تزلزل» و «ناپایداری» هرچه بیشتر سوق می دهد.

با توجه به موارد بالا، به روشنی می بینیم که در این لایحه، به جای «حمایت» از کیان خانواده، متاسفانه «ضدیت» با زندگی انسانی بین زن و مرد در خانواده ها موج می زند.

مفاد غیرانسانی «لایحه ضدخانواده» مذکور، درحالی از سوی دولت به طرزی «غیرمسئولانه» به مجلس ارائه شده، که ما هر روز شاهد فجایع انسانی ناشی از حضور قوانین نابرابر موجود بر زندگی میلیون ها خانواده ایرانی، افزایش حیرت انگیز جنایت و «خشونت» علیه زنان و کودکان، و روند تصاعدی افزایش انواع آسیب های اجتماعی (از جمله افزایش همسرکشی به واسطه نبود حق طلاق) در این کشور پهناور هستیم. دادگاه های خانواده مملو از پرونده زندگی های به بست رسیده ای است که اگر قوانین نابرابر موجود، تغییر می یافت، به یقین، رو به کاهش می گذاشت.

از این روست که ما امضاء کنندگان این فراخوان که سال هاست با تعهد و دلسوزی برای جلوگیری و کاهش فجایع انسانی ناشی از این قوانین تلاش کرده ایم، اکنون گرد هم آمده ایم تا در این مقطع سرنوشت ساز زندگی زن ایرانی، با شکل دهی به یک ائتلاف بزرگ بتوانیم با یاری گرفتن از هر روش ممکن و با اتکاء به هر آن چه در توان داریم و به پشتوانه همدلی و نیروی جمعی مان، از تصویب این لایحه ضدخانواده در مجلس جلوگیری به عمل آوریم.

به این سبب، دست یاری به سوی تمامی هموطنانمان دراز می کنیم، به سوی ایرانیان آزاده ای که به سرنوشت زنان کشورشان و نیز به زندگی عادلانه بین زن و مرد در خانواده ای بر مبنای انسانیت و عطوفت می اندیشند، از همه هم وطنان از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی، در هر کجای عالم که زندگی می کنند تقاضا داریم با پیوستن به این ائتلاف و به کارگیری تجربه و توان شان، برای جلوگیری از تصویب این لایحه، زنان هموطن خود را یاری دهند.

برای پیوستن به این ائتلاف و نیز دادن پیشنهادات خود به منظور جلوگیری از تصویب این لایحه می توانید با ایمیل ما تماس بگیرید. آدرس ایمیل ائتلاف Layehe.zedekhanevade@gmail.com

Immediate and unconditional deletion of “Arabian Gulf” from Google Earth

 

ايرج جنتی عطايی

http://www.janatie-ataie.com/weblog/wblog1.html

کارزار ترانه سرای نام آشنای ايرانی در حمايت از جنبش دانشجويی ايران

 


20/01/2008

گفتگو با ايرج جنتی عطايی
**گوش کنيد** گفتگو با ايرج جنتی عطايی

ايرج جنتی عطايی ترانه سرای نام آشنای ايراني، با انتشار فراخوانی خواستار حمايت هنرمندان

.و هموطنان خارج از کشور از دانشجويان زندانی شد

اين فراخوان که خطاب به هنرمندان ايرانی نوشته شده است با حمايت دو تن از خوانندگان

.سرشناس، داريوش و ابی همراه بوده است

ابی

داريوش

http://www.newiran4us.com/

آلترناتیو

فراخوان هفتاد میلیونی

خیزش ایران نو

ما  مردم  ایران  در  این  برهه  حساس  تاریخی  برای  نجات  و  آزادسازی  کشورمان

از  شاهزاده  رضا پهلوی  به  عنوان  تنها  آلترناتیو  و  پرچم دار  مردم  ایران  تا  روز

. آزادی,  پشتیبانی  و  حمایت  می کنیم  و  قدرت  ملی  خویش  را  به  ایشان  تفویض  می نماییم 

بدیهی  است  در  روز  آزادی  ایران  ما  مردم  با  اراده  ملی  و  رای  همگانی  نوع  حکومت  را

 . تعیین  خواهیم  کرد