DçæqDN

یکشنبه، 14 مهر ماه 1387 برابر با 2008 Sunday 05 October

استفاده از گاز اشک آور برای متفرق کردن دانشجویان

خبرنامه امیرکبیر: صبح امروز، یکشنبه ۱۴ مهرماه، در حالی که دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل جهت پیگیری حقوق خود به مجلس مراجعه کرده بودند، نیروی انتظامی آن ها را محاصره کرده و سعی کرد با تهدید، دانشجویان را متفرق کنند. پس از آن که مامورین نتوانستند دانشجویان را متفرق کنند آن ها را توسط یک دستگاه مینی بوس نیروی انتظامی بازداشت کردند.

این دانشجویان دو هفته پیش نیز به همین منظور به وزارت علوم مراجعه کردند. اما مسئولین حاضر نشدند پاسخی به ایشان بدهند. سازمان سنجش در سال جاری از ارائه کارنامه به ۱۷ نفر از دانشجویانی که در دوره کارشناسی فعالیت دانشجویی داشتند، خودداری کرد و علت این امر را نظر منفی وزارت اطلاعات دانست. در دو سال گذشته نیز تقریبا همین تعداد از دانشجویان ستاره دار شده بودند.

مهدی عربشاهی، صادق شجاعی، علی تقی پور، مهدیه گلرو، زهرا توحیدی، ضیا نبوی، مرتضی حسین زاده، ناصر پویافر، یادگار صالحی، اصغر قنبری، علی خوشبخت، مازیار معصومی، علیرضا داوودی و سعید فیض الله زاده از جمله دانشجویانی بودند که برای پیگیری حقوق خود به مجلس شورای اسلامی مراجعه کرده بودند.

گزارشات رسیده حاکی از آن است نیروی انتظامی دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل بازداشت شده را به کلانتری میدان انقلاب منتقل و پس از چند دقیقه آن ها را آزاد کرده است. مامورین نیروی انتظامی، پس از آزادی دانشجویان، مقابل کلانتری میدان انقلاب با یکی از دانشجویان درگیر شدند و اقدام به بازداشت وی کردند.

این اقدام نیروی انتظامی با اعتراض دیگر دانشجویان مواجه شد. مامورین برای متفرق کردن دانشجویان از گاز اشک آور استفاده کردند و چند تن از دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. دانشجوی بازداشت شده پس از چند دقیقه آزاد شد.

شنبه، 13 مهر ماه 1387 برابر با 2008 Saturday 04 October

بچه هايی كه بدون دفتر، مشق می نويسند!

روزنامه خراسان: اگرچه پابرهنه هستند و جزو مناطق محروم محسوب مي شوند، اگرچه محله شان سرشار از آسيب هاي اجتماعي است، اگرچه براي تامين مخارج زندگي خانواده در تعطيلات تابستاني كه فصل تفريح است كار مي كنند، اگرچه پدر در آتش اعتياد مي سوزد و مادر با كار در منازل چرخ زندگي را مي چرخاند، اگرچه به دليل نداشتن دفتر مشق به دفتر مدرسه احضار مي شود، اگرچه پابه پاي بزرگترها كار مي كند، اگرچه صبح با شكم گرسنه راهي مدرسه مي شود و... اما او هنوز هم يك دانش آموز بااستعداد است و هنوز در مدرسه با معدل ١٩ و ٢٠ يكي از دانش آموزان ممتاز محسوب مي شود. اسم او در كنار اسم ديگر بچه هاي ممتاز روي تابلوي اعلانات مدرسه جاخوش كرده است.

؛بچه هاي خوب
؛حكايت و ماجراي دانش آموزان بااستعداد در مناطق محروم خواندني و عجيب است به ويژه وقتي كه به سراغ خانه وخانواده هاي آن ها بروي.به اتفاق چند دانشجو كه شخصا و دلسوزانه به چنين خانواده هايي رسيدگي مي كنند و تنها هدفشان توجه به دانش آموزان ممتاز است، راهي يكي از محله هاي محروم شهر مشهد مي شويم.در شهرك صابر وقتي از سربالايي ها و كوچه پس كوچه هاي اين محله گذر مي كنيم، آنچه بيش از همه چشم ها را مي آزارد كمبود امكانات فرهنگي است. در اين كوچه ها بيشتر بچه ها به حال خود رها شده اند و گويا هيچ سرپرستي ندارند.با اين گروه دانشجويي كه كارهاي فرهنگي، خدماتي، كمك رساني، سركشي از خانواده ها، رسيدگي به امور تحصيلي دانش آموزان و جذب افراد خير را سرلوحه كار خود قرار داده اند وارد تعدادي از خانه ها مي شويم.در اين خانه ها آسيب هاي اجتماعي را به وضوح مي توان مشاهده كرد. نبود پدر، اعتياد، حضور خرده فروشان مواد افيوني درمحله، زنداني بودن پدر يا مادر، پدرها و مادرهايي كه خانواده را ترك كرده اند و....

حرف هاي ساكنان اين خانه ها دل را آزار مي دهد. وقتي پاي صحبت آن ها مي نشينيم از درد و غصه و ناملايمات روزگار سخن مي گويند. از نداري و مشكلات زندگي و...اما هنگامي كه پاي صحبت يكي از مديران مدرسه در اين منطقه نشستيم متوجه شديم خيلي از اين بچه ها بااستعداد هستند منتها بيشترشان با كوچك ترين ارتباط با دوستان ناباب منحرف مي شوند.آقاي مدير براي ما از بچه ها و اوضاع و احوال خانواده آن ها سخن گفت. از دانش آموزاني كه از نظر استعداد با بچه هاي ديگر مناطق شهر تفاوتي ندارند. او گفت: بيشتر دانش آموزان اين منطقه اگر از نظر محيط زندگي در شرايط بهتري قرار گيرند پيشرفت هاي زيادي خواهند كرد. ذاتا بچه هاي خوبي هستند اما معضلات اجتماعي، فقر، سطح آگاهي بسيار پايين پدر و مادر، نبود بزرگ تر بالاي سر آن ها، زنداني بودن اوليا، اعتياد و... موجب شده كه با كوچك ترين محبت از سوي افراد ناباب، منحرف شوند.در مدتي كه مدير مدرسه بوده ام متوجه شدم، بچه هاي اين منطقه خيلي به محبت نياز دارند تا كمك هاي مادي. با يك محبت كوچك، زندگي و رفتار آن ها كاملا تغيير مي كند. الان تعداد دانش آموزان مدارس اين منطقه كاهش يافته است چرا كه برخي اوليا به دليل متاركه، اعتياد و يا زنداني شدن باعث شده اند كه بچه ها ترك تحصيل كنند. اين بچه ها خيلي سريع جذب ديگران مي شوند و اگرچه در برابر ناملايمات بسيار مقاوم هستند و باسختي و مشقات زيادي بزرگ شده اند اما، در برابر معضلات جامعه بسيار آسيب پذيرند، سال تحصيلي گذشته با همت مربيان براي بچه ها در مدرسه صبحانه توزيع مي كرديم و من دانش آموزي را ديدم كه ٢ و حتي ٣ بار براي گرفتن صبحانه مجددا در صف قرار مي گرفت و مشخص بود كه دچار سوءتغذيه است. برعكس اين صحنه باور كنيد در يكي از مناطق بالاي شهر نيز با دانش آموزي سروكار داشتم كه به دليل اين كه مادرش ميوه كوچكي براي او گذاشته بود، به شدت گريه مي كرد!در اين شهرك يك روز دبير يكي از كلاس ها، دانش آموزي را به دليل انجام ندادن تكاليف مربوطه به دفتر مديريت هدايت كرد. وقتي از او علت را پرسيديم، گفت: دفتر ندارد. با منزل او تماس گرفتيم اما خواهر بزرگ او گفت: دفتر دارد!پس از مدتي مادرش به مدرسه آمد و گفت: پسرم راست گفته است. دفتر ندارد، اما خواهرش خجالت كشيده بگويد كه دفتر نداريم.اين مدير دلسوز باز هم براي ما سخن گفت. او افزود: دانش آموزي داشتيم كه در دروس علوم و... بسيار ضعيف بود. بعدها دبير ادبيات مدرسه متوجه شد كه او متاسفانه توان خواندن ندارد چه برسد به اين كه درس را متوجه شود. با كمك دبير مذكور و تلاش خود دانش آموز، باور كنيد نمره املاي او كه ابتداي سال٣ بود در پايان سال به نمره ٥/١٨ رسيد.ببينيد،بچه هاي اين گونه مناطق استعداد زيادي دارند اما امكانات كمي دارند و وضعيت زندگي شان نامناسب است.من اميدوارم به چنين مناطقي، نيروهاي آموزشي قوي تري اعزام شود چرا كه در اين مناطق بايد به دانش آموزان بيشتر رسيدگي و توجه كرد.

؛حال و هواي دانش آموزان
؛همراه با دانشجويان ياد شده به سراغ چند خانواده مي رويم و با بچه هايي كه از نظر استعداد، شناسايي شده اند و هر يك دانش آموز ممتازي هستند به گفت وگو مي نشينيم. «سياوش» پسري است آرام و متين، او امسال در كلاس دوم راهنمايي مشغول تحصيل است و يكي از دانش آموزان مستعد منطقه محسوب مي شود.پدر او يك كارگر ساده و مادر نيز همپاي پدر مشغول كارگري است. مادر با چشم هايي پر از اشك تنها آرزويش ادامه تحصيل سياوش است. اين كه با درس خواندن به جايي برسد و به مردم خدمت كند. سياوش هم مي گويد: دوست دارم با ادامه تحصيل به جايي برسم كه پدر و مادرم به من افتخار كنند و اگر روزي به جايي برسم، به همه كمك خواهم كرد.يكي از بچه هاي دانشجو گفت: سياوش در اين منطقه يكي از بچه هاي مستعد و باهوش است و به همين خاطر در يكي از مدارس خوب اين منطقه ادامه تحصيل خواهد داد و برنامه ريزي هاي لازم براي رفت و آمد و تامين هزينه هاي تحصيلي او انجام شده است.«اميد» كه سال دوم راهنمايي است و معدل سال هاي قبل او بالاي ١٨ بوده است يكي ديگر از اين شاگردان ممتاز است. او به فوتبال و ساير رشته هاي ورزشي علاقه زيادي دارد و مي خواهد در اين رشته ها ادامه تحصيل دهد. او پسري است پرانرژي كه در يك خانواده كارگري رشد كرده است.پدرش مي گويد: دوست دارم اميد به تحصيل خود ادامه دهد تا حداقل مثل ما نشود. ما مشكلات زيادي داريم و هرچند به نداري عادت كرده ايم اما اميدوارم پسرم با استعداد خوبي كه دارد،پيشرفت كند.«علي رضا» كه سوم راهنمايي است با مشكلاتي كه در سال تحصيلي گذشته براي او پيش آمده تنها ٣ ماه موفق به درس خواندن شده است.اما او در اين مدت كم با معدل خوبي قبول شده و نبود پدر را به هر شكلي كه بوده تحمل كرده است. مادر و برادرش كارگري مي كنند و دوست دارند او درس خواندن را ترك نكند.حسين سال دوم راهنمايي است. او در كنار مادر در منزل كار توليدي مي كند و كمك خرج خانه محسوب مي شود. هزينه هاي اجاره خانه، مخارج زندگي و... به عهده مادر است و به هر شكلي كه شده دوست دارد بچه هايش به تحصيل ادامه دهند.اعضاي اين خانواده در منزل به صورت گروهي كار مي كنند و با توليد قطعات الكترونيكي، هزينه هاي زندگي را تامين مي كنند.از كوچه هاي باريك و سربالايي هاي اين شهرك عبور مي كنيم و در حيرت هستم كه اين افراد در فصل زمستان چگونه روزگار را سپري مي كنند. خانه هاي كوچك و قديمي كه استحكام چنداني هم ندارد، در منطقه زياد ديده مي شود. خانه هايي كه از نظر سازه غيرمقاوم است و چه بسا از نظر خانوادگي نيز انسجامي در آن ها وجود نداشته باشد.وارد يكي ديگر از اين خانه ها مي شويم. با مصطفي كه سال سوم راهنمايي است، هم كلام مي شويم. او تا به حال فقط يك بار به سينما رفته است كه آن هم از طريق اين جمع دانشجويي بوده است. تابستان امسال به كار نجاري مشغول بوده و از ٨ صبح تا ٦ عصر كار كرده و در مجموع ١٢٠هزار تومان درآمد كسب كرده است. مي گويد: ٥٠ هزار تومان به مادرم دادم تا خرج خانه كند و بقيه اش را براي خودم لباس و كيف و... خريدم. معدل او در دوران دبستان بالاي ١٨ بوده و در راهنمايي هم معدل بالايي داشته است. از زندگي در اين منطقه راضي است اما دوست دارد در مدرسه بهتري ادامه تحصيل دهد.يكي ديگر از اين بچه ها، مرتضي است. معدل او در تمام دوران دبستان و راهنمايي، بالاي ١٩ بوده و امسال وارد دبيرستان شده است. تابستان را در مغازه پدر مشغول كار بوده است و در مدارس منطقه به عنوان شاگرد اول معرفي شده است. پسري كم حرف و خجالتي است و فقط دوست دارد ادامه تحصيل بدهد.از همه اين بچه ها ٢ سوال مشترك پرسيديم. سوال اول اين كه از وضعيت محله ات راضي هستي يا خير؟ خيلي ها جواب ندادند.اما با نگاهي به چشم آن ها، به خوبي مي شد فهميد كه در دل آن ها چه مي گذرد و حق هم داشتند.وقتي پدر،خانواده را ترك كرده،وقتي مادر با كارگري در منازل بالاي شهر،خرج خانه را تامين مي كند، وقتي اعتياد در منطقه تر و خشك را با هم مي سوزاند. وقتي...سوال دوم ما از همه آن ها اين بود كه مي خواهند چه كاره شوند؟ بدون استثناء،همه شان گفتند: «دكتر،مهندس،خلبان» چه مي دانيم شايد هم موفق شدند!!اگر كسي پيدا شود و هزينه هاي ادامه تحصيل اين بچه هاي پنهان مانده و پابرهنه اما بااستعداد و ممتاز را تقبل كند، آن زمان آن ها هم مي توانند دكتر، مهندس و خلبان شوند.به راستي چرا هيچ كس اين بچه ها را نمي بيند؟!

آدينه، 12 مهر ماه 1387 برابر با 2008 Friday 03 October

بيانيه كانون صنفی معلمان به مناسبت 14 مهر روز جهانی معلم

به نام خداوند جان و خرد

احساس می کنم
در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین.


فرهنگیان عزیز ، ملت شریف ایران

همانگونه که می دانید ، یکی از مظاهر پیشرفت هر جامعه ای ، وجود نهادهای مستقل از دولت است که وظیفه آنها علاوه بر نظارت و نقد عملکرد دولت ها ، جلوگیری از فساد ناشی از تمرکز قدرت و تعدیل خواسته ها و انتظارات قشرهای مختلف مردم و متناسب کردن این گونه انتظارات با واقعیت هاست. به همین علت در بسیاری از کشورهای پیشرفته ، حاکمان و دولت ها نه تنها مانع از رشد و گسترش این گونه نهاد ها نمی شوند بلکه از تمام توان خود برای گسترش آنها بهره می گیرند بطوریکه حضور یک فرد در چند نهاد مستقل مدنی را نشانه رشد مدنییت ، شادابی و توسعه یک کشور می دانند.

در کشور ما اما چند سالی است که تلاش های گسترده ای صورت گرفته و می گیرد تا با محدود کردن دایره فعالیت این گونه نهادها ، آنها را به ورطه نابودی کشانده یا بی اثر و خنثی نمایند. برخورد های چند سال اخیر نهادهای امنیتی با فعالان صنفی معلمان از جمله : بازداشت ها و دستگیری ها ، انفصال از خدمت و اخراج بسیاری از آنها و صدور احکام سنگین تعلیقی و تعزیری و حتی اجرای احکام تبعید برای این قشر فرهیخته ، همه وهمه نشان دهنده این واقعیت تلخ است که مسئولان فعلی دولت هیچگونه اعتباری برای این گونه فعالیت های مسالمت آمیز قائل نیستند.

اما فعالان صنفی معلمان ایران پایدار و استوار و با عزمی جزم تر از گذشته ، به دلیل اعتقاد به حقانیت راهی که برگزیده اند ، تا رسیدن به مطلوب به راه خود ادامه خواهند داد و تهدیدها و تنبیه ها نتوانسته و نخواهد توانست در اراده آنان خللی ایجاد نماید.

همکاران گرامی ، ملت بزرگ ایران

حتمآ شنیده اید که ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ، در مصاحبه های اخیر خود، ایران را آزادترین کشور دنیا معرفی کرده است و مدعی شده که در این کشور مردم آزادانه به همه مسئولان انتقاد می کنند و در عوض کوچکترین برخوردی با آنان صورت نمی گیرد!!!

این ادعاها در شرایطی مطرح می شود که معلمان ایران حتی از برگزاری یک مراسم ساده به مناسبت روز جهانی معلم که هر ساله توسط میلیون ها معلم در سراسرجهان برگزار می گردد محروم گردیده اند و مسئولان کشور نه تنها به درخواست کتبی کانون صنفی معلمان ایران برای برگزاری مراسم راهپیمایی در این روز پاسخی نداده اند بلکه تلاش اعضای کانون برای برگزاری مراسمی جشن گونه در مقابل وزارت آموزش و پرورش (خانه معلمان) که بنا بود با اهدای گل و شیرینی همراه باشد با تهدید های نیروهای امنیتی از مآموران وزرات اطلاعات گرفته تا پلیس امنیت و معاونت امنیت دادگاه انقلاب با شکست مواجه می گردد.

در چنین شرایطی ، کانون صنفی معلمان ایران ضمن اعتراض شدید به این گونه برخوردها که مغایرت آن با بسیاری از اصول قانون اساسی به ویژه اصل 27 و قانون حقوق شهروندی کاملآ محرز است از تمامی دلسوزان نظام ، نمایندگان مستقل شورای اسلامی ، خبرگزاری ها و روزنامه های مستقل و همچنین ریاست محترم قوه قضاییه مصرانه می خواهد تا ضمن پیگیری برخورد های غیرقانونی مذکور ، مشکلات آموزش و پرورش را جدی گرفته و در برابر تضییع حقوق قانونی فرهنگیان و نمایندگان واقعی آنها در تشکل های صنفی ، بیش از این سکوت نکرده و با واکنش به موقع خود ، این نهاد گسترده و تآثیر گذار را که متعلق به تمام اقشار و آحاد جامعه است از بحران هایی که حتی برخی نمایندگان محترم مجلس نیز نتوانستند وجود آن را انکار نمایند ، نجات دهند.

ما معتقدیم که مشکل آموزش و پرورش تنها به فرهنگیان و تشکل های صنفی مربوط نیست بلکه مشکل آموزش و پرورش مشکل همه جامعه است لذا حل این مشکل نیز بر عهده تمامی اقشار جامعه است . بنابراین انصاف نیست که هزینه اصلاح آموزش و پرورش تنها و تنها به فرهنگیان و فعالان صنفی تحمیل گردد.

کانون صنفی معلمان ایران که در طی حیات خود ثابت نموده دفاع از حقوق فرهنگیان را با نگرش یک راهبرد آگاهانه و نه یک تاکتیک زودگذر از مسیرهای گوناگون دنبال می کند اعلام می دارد با توجه به قول رئیس فراکسیون فرهنگیان در دیدار اعضای شورای هماهنگی که "نظام پرداخت هماهنگ تا 15 آذر عملا اجرا خواهد شد " برای اتمام حجت ضمن تآکید مجدد برلزوم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری ، یادآور می شود که آخرین مهلت قانونی دولت برای اجرایی کردن این قانون 15 آذر ماه 87 است .

کانون صنفی معلمان ایران

پنجشنبه، 11 مهر ماه 1387 برابر با 2008 Thursday 02 October

روزجهانی حمايت از فرزاد کمانگر و معلمان ايران

فعالان حقوق بشر در ايران

صدور احکام اداري و دستگيري فعالين صنفي و اجتماعي توسط ارگانهاي انتظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران همچنان به ميزان نگران کننده اي در جريان است ، آخرين نمونه اين برخوردها دستگيري دهها معلم و فعال صنفي در شهر تهران بود که قصد برگزاري مراسم روزجهاني معلم (5 اکتبر) را داشته اند.

همچنين فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر پس از دوسال از زمان بازداشت اکنون در بند امنيتي 209 زندان اوين نگهداري ميشود ، حکم اعدام او به تائيد نهايي ديوان عالي کشور رسيده است . وکيل ، مطلعين و جوامع حقوق بشر يکصدا بر مستند نبودن اتهامات وي ، شکنجه و ناعادلانه بودن حکم اعدام وي تاکيد نموده اند.

با توجه به شرايط حاکم بر معلمان در ايران و با توجه به اينکه با وجود اعتراضات گسترده داخلي و بين المللي به احکام صادره بر عليه معلمان و خصوصا حکم اعدام فرزاد کمانگر ، دستگاه اداري و قضائي جمهوري اسلامي تاکنون حاضر به لغو اين احکام نگرديده و احکام جديدي را نيز صادر نموده است ، لذا اين مجموعه از تمامي فعالان صنفي و فعالان حقوق بشر تقاضا دارد تا با حمايت گسترده و بي دريغ خود در روز جهاني معلم (روز 5 اکتبر برابر با 14 مهرماه) از معلمان و فرهنگيان ايران بالاخص معلم محکوم به اعدام ، فرزاد کمانگر حمايت نموده و در جهت جلب گسترده توجه افکار عمومي در سطح داخلي و بين المللي براي لغو احکام ناعادلانه فوق گام بردارند.


تهران / 11 مهرماه 1387 برابر 2 اکتبر 2008 

 

IRAN. APPEAL FOR SUSPENSION OF EXECUTIONS IN REFORMIST NEWSPAPER

Public execution in Iran

September 30, 2008: the reformist Iranian newspaper Kargozaran published a public appeal asking the chief magistrate to suspend the execution of six Kurdish activists. September 30, 2008: the reformist Iranian newspaper Kargozaran published an appeal from the judicial apparatus asking the chief magistrate to suspend the execution of six Kurdish activists.
Signed by "more than 1,400 political, cultural and social activists", the letter asks Ayatollah Mahmud Hashemi Shahrudi to "immediately suspend the executions" of Farzad Kamangar, Fahrad Vakili, Ali Heidarian, Arsalan Oliai, Anvar Hossein Panahi and Habibollah Latifi. The men were condemned to death in the Islamic Republic in recent months.
The latter two accused have appealed their sentences and are awaiting the outcome. All six were sentenced to death for belonging to or supporting PJAK, an armed group affiliated with the Turkish PKK, the Workers Party of Kurdistan.
On September 29, another young man, identified as Homayon Shabestari, was hanged in the western Iranian city of Kermanshah. Shabestari, 21, allegedly committed a crime in 2005 when he was a minor. (Sources: ANSA, NCR-Iran.org, 30/09/2008)

iran اجرای حکم وحشیانه شلاق در ملاعام

 

سه شنبه، 19 شهریور ماه 1387 برابر با 2008 Tuesday 09 September

افزایش تجاوز جنسی به کودکان رهاشده و خیابانی

انجمن حامیان کودکان رها شده و خیابانی در ایران اعلام کرد که این کودکان هرچه بیشتر مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند و اگر دختر هستند، حامله می شوند. اخیرا نوزدانی که از این تجاوزها و روابط نامشروع به دختران خیابانی بی سرپرست بدنیا می آیند، شدیدا افزایش یافته است.

ایلنا: موسس انجمن حامیان کودکان کار و خیابان با اشاره به رشد سنی کودکان کار و خیابان به سمت جوانی، در مورد افزایش تولد نوزادان خارج از چارچوب خانواده از سوی این افراد هشدار داد.

خجسته حسینی‌پور گفت: تاکنون ۱۰ سال از بروز پدیده کودکان کار و خیابان در ایران می‌گذرد و کودکان سال‌های پیش به جوانانی تبدیل شده‌اند که به علت محرومیت از حمایت‌های دولتی، از داشتن زندگی خانوادگی سالم بی‌بهره‌‏اند.

او تاکید کرد: این افراد از باشرافت‌ترین اقشار جامعه هستند اما در شرایطی که هیچ‌گونه تربیت و آموزش صحیحی در مورد آنها صورت نمی‌گیرد بسیاری به مردان و زنان خیابانی تبدیل می‌‏شوند.

او مصداق سخنان خود را افزایش تعداد کودکان خردسال خیابانی در سال جاری نسبت به سال‌‏های اخیر بیان کرد و گفت: افزایش کودکان آنقدر زیاد است که به‌طور عینی می‌‏تواند مشهود باشد. رئیس هیات مدیره انجمن حامیان کودکان کار وخیابان با این توضیحات از آنچه «عملکرد ضعیف دستگاه‌های مسوول در برابر این کودکان» خواند انتقاد و اضافه کرد: با این وجود آمار بزه در کودکان کار و خیابان نسبت به آسیب‌‏هایی که با آنها دست به گریبان هستند بسیار پایین‌‏تر است و در واقع این افراد در مقایسه با بسیاری از گروه‌ها کمترین تهدید را به جامعه وارد می‌‏کنند.

حسینی‌پور از سوی دیگر از نبود هیچ‌گونه آمار در زمینه کودکان خیابانی ابراز ناخرسندی کرد و گفت: آمارگیری در این مورد باید در قالب طرحی ملی و ضربتی انجام شود. او به بروز چالش‌‏های جدید ناشی از گذشت زمان و افزایش سن کودکان خیابانی اشاره کرد و افزود: باید تمام مسوولان دولتی و غیردولتی از هم‌اکنون اقدامات پیشگیرانه و درمانی برای بروز این چالش‌‏ها انجام دهند.

WORLDWIDE GUIDE 
TO 
WOMEN IN LEADERSHIP

آریامهر

shahriar's Site

سربازان وطن

تحریم انتž